ملیت : آمریکا   -  قرن : 20 منبع : دانشنامه سینمایی بازیگران جلد دوم

 

Fairbanks, Douglas

بازیگر (1883، دنور کلرادو - امریکا؛ 1939)

با نام داگلاس التن اولمن به دنیا آمد. پنج سال داشت که پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند. نزد مادرش بزرگ شد که از نام فامیل شوهر نخستش، فربنکس، استفاده می کرد. از دوازده سالگی روی صحنه می رفت. در سا ل1902، برای نخستین بار، در برودوی ظاهر شد. در آغاز شهرت با دختر یک کارخانه دار، آنا بت سالی (1907-1920) ازدواج کرد و از تآتر کناره گرفت تا در کارخانه ی صابون سازی خانوادگی همسرش کار کند. اما خیلی زود، پس از ورشکستگی پدر زن، به تآتر بازگشت. در 1910 در زمره ی ستارگان برودوی به شمار می آمد. در 1915 وارد سینما شد و خیلی زود به اوج رسید. در 1919 با چارلی چاپلین، دیوید وارک گریفیث و مری پیکفورد کمپانی یونایتد آرتیستس را بنیان گذاشت. یک سال بعد نیز با پیکفورد ازدواج کرد (1920-1936). این دو به عنوان شاه و ملکه ی هالیوود تا پایان دوره ی صامت محبوبیت بسیاری داشتند. پس از ظهور ناطق به لطف صدای تعلیم یافته اش در تآتر نباید دچار مشکل می شد. اما دیگر پا به سن گذاشته بود و تماشاگران او را «پیر» نمی پسندیدند. در خواب و بر اثر سکته ی قلبی درگذشت. چهار کتاب با نام های موفقیت پنهانی من (1912)، بخند و زندگی کن (1917)، ارزنده زندگی کردن (1918) و جوانان راه را نشان می دهند (1924) نوشته است.

کم تر کسی است که با چهره ی فربنکس، با آن سبیل باریک و لبخندی که ردیف دندان های سفیدش را به رخ می کشید، آشنا نباشد. ممکن است تصویر او به اندازه ی تصویر چارلی چاپلین ملکه ی ذهن خاص و عام نشده باشد اما بی تردید چهره ی او نیز به یک شمایل تبدیل شده بود. چرا که مثلاً مدل سبیل او تا سال ها طرفدار داشت و حتی بعدتر بازیگری مثل کلارک گیبل با استفاده از همان ظاهر، به شهرت رسید. فربنکس، چاپلین و پیکفورد، نخستین ستارگان تأثیرگذار امریکایی هستند که قدرت و محبوبیت و شهرت شان تا به امروز در سیستم ستاره سازی هالیوود بی نظیر باقی مانده است. فربنکس نوعی سرخوشی، هوشمندی و شوخ طبعی ذاتی را با خود به روی پرده می آورد که به نوعی مظهر فردگرایی قدرتمند روزولتی بود. او در کمدی هایش همان قدر موفق بود که در اکشن هایش؛ اکشن هایی که هرگز برای تصویر صحنه های آکروباتیک یا شمشیربازی و غیره ی آن ها، از بدل استفاده نکرد. او با فیلم علامت زورو، به یک قهرمان منحصر به فرد و مظهر آمال امریکایی ها تبدیل شد. اما حتی در این اکشن ها کماکان یک بازیگر کمدی بود، یعنی مردی بود که به خطر لبخند می زد و از مواجهه با آن به طرزی هجوآمیز لذت می برد. فربنکس و پیکفورد هر کدام به طور جداگانه مظهر سرخوشی امریکایی بر پرده بودند و پس از ازدواج به یک زوج نمونه ی هالیوودی که می بایست همواره شاد و خندان باشند، تبدیل شدند.

آنان تنها در یک فیلم، رام کردن زن سرکش، با یکدیگر هم بازی شدند. اما پس از ظهور ناطق محبوبیت هر دو رو به زوال رفت. فربنکس خیلی زود این نکته را دریافت و خود را بازنشسته اعلام کرد اما گویا او دور از بازیگری و ظهور بر پرده، نمی توانست دوم بیاورد چرا که دو سال پس از آخرین بازی اش درگذشت.

از فیلم ها:

1915 - بره (کابان)؛ 1916 - تعصب (د. و. گریفیت)، عادت خوشبختی (دوان)، رجی وارد می شود (کابان)، جنون منهتن (دوان)، اشرافیت امریکایی (اینگرام)؛ 1917 - وحشی و آشفته (امرسن) (+ ت.)، اهل عمل (امرسن) (+ ت. ، د.)؛ 1918 - آقای تعمیرکار (دوان) (+ ت. ، ف.)، یک تفنگدار نوین (دوان) (+ ت.)، مراکش (دوان) (+ ت.)، او با لبخند می آید (دوان) (+ ت.)؛ آریزونا (+ ت. ، ک.، ف.)؛ 1919 - گاوچران نیویورکی (آلبرت پارکر) (+ ت.، هف، د.)، اعلیحضرت، امریکایی (هنابری) (+ ت.، هف)، وقتی که ابرها دور می شوند (ت. رید و و. فلمینگ) (+ ت.، هف، هد)؛ 1920 - علامت زورو (نیبلو) (+ ت.، هف)، نازپرورده (و. فلمینگ) (+ ت.، هف)؛ 1921 - دیوانه (ت. رید) (+ت.)، سه تفنگدار (نیبلو) (+ ت.)؛ 1922 - رابین هود (دوان) (+ ت.، ف.)؛ 1924 - دزد بغداد (والش) (+ ت.، د.)؛ 1925 - دون کیو، پسر زورو (کریسپ) (+ ت.)؛ 1926 - دزد دریایی سیاه پوش (آلبرت پارکر) (+ ت.، د.)؛ 1928 - گاو چران (ر. جونز) (+ ت.، ف.)؛ 1929 - نقاب آهنین (دوان) (+ ت.، ف.)، رام کردن زن سرکش (س. تیلر) (+ ت.)؛ 1931 - به سوی ماه (گلدینگ) (+ ت.)، دور دنیا در هشتاد دقیقه (+ ت.، هک، هف.)؛ 1932 - آقای رابینسن کروزو (ساترلند) (+ ت.)؛ 1934 - زندگی خصوصی دون ژوان (ا. کوردا).